مقالات تخصصی صنایع غذایی

تاریخ: 1394/05/13
شماره: 2873
بازدید: 369

تأثیر کفیران و زانتان بر ویژگی‏های خمیر و کیفیت نان حجیم فرانسویتأثیر کفیران و زانتان بر ویژگی‏های خمیر و کیفیت نان حجیم فرانسوی


تاثیر صمغ بر خواص نان حجیم

با توجه به قبل می توان گفت بین وفاداری به مارک و کاهش میل به تغییر آن ، رابطه معناداری وجود دارد. بنابر عقاید مصرف کنندگان ، می توان گفت: هرچه میزان وفاداری مصرف کنندگان به مارک بیشتر باشد آنها تمایل کمتری برای خرید مارک های مشابه دارند؛ در مدل استفاده شده داین پژوهش نیز این موضوع مشاهده می شود. نتیجه پژوهش سوایت نیز در سال 2007 بیانگراین مطلب است. او در پژوهش خود به این نتیجه رسید که میزان باورپذیری مارک تجاری نزد مشتریان ، حساسیت قیمتی آنها را پایین می آورد؛ یعنی با افزایش قیمت مارک ، باز هم به آن وفادار می مانند؛ همچنین بین تداوم به خرید مارک و کاهش میل به تغییر آن ، رابطه معناداری وجود دارد. تداوم بیانگر ارزیابی شناختی از هزینه های مرتبط با ترک سازمان و نیاز به حفظ رابطه با فرض هزینه های تغییر یا نبود جایگزین های کارآمد است. بنابراین ، زمانیکه مصرف کنندگان جایگزین مناسبی برای مارک تجاری نداشته باشند یا هزینه های تغییر مارک برای آنها بالا باشد ، تمایل کمتری به استفاده از سایر مارک ها دارند. همچنین بین وفاداری به مارک و توصیه خرید آن به دیگران رابطه معناداری وجود دارد. عقاید مصرف کنندگان مبتنی بر این است که هرچه به مارک تجاری وفادارتر باشند ، خرید آن مارک را به دوستان و آشنایان خود نیز توصیه می کنند . تبلیغات دهان به دهان که توسط مشتریان وخریداران مارک خاصی صورت می گیرد ، نشانه ای از وفاداری مشتریان به آن مارک است. نتایج آزمون فرضیه ها بیان می کند که بین وفاداری به مارک و رضایت مشتری ، رابطه معناداری وجود ندارد. بنابر نظر مصرف کنندگان ، وفاداری آنها به یک مارک و تکرار خرید آن نمی تواند الزاماً دلیل بر رضایت باشد. اگر مصرف کنندگان محصولی با مارک تجاری خاص با اعلام نارضایتی از این مارک به خرید خود ادامه می دهند ، عواملی دارد که از آن جمله است: عدم توانایی مالی جهت خرید مارک با کیفیت برتر ، در دسترس نبودن مارکی بهتر از مارک موجود ، عدم آگاهی کافی از مارک های موجود در بازار ، نداشتن زمان کافی برای جستجوی بیشتر و... . از دیگر نتایج این است که بین رضایت مشتری وکاهش میل به تغییر مارک رابطه معناداری وجود ندارد. ممکن است مشتریان با وجود رضایت از یک مارک ، بازهم در دفعات بعدی خرید خود از مارک های دیگر استفاده کنند. این موضوع به عواملی وابسته است که از آن جمله اند: حس تنوع طلبی مصرف کنندگان ، عرضه مارک های با کیفیت بهتر توسط رقبا و سلیقه مشتریان و ... .باتوجه به نتایج آزمون فرضیهها می توان گفت بین رضایت مشتری و توصیه خرید مارک به دیگران رابطه معناداری وجود دارد. در واقع مشتریان راضی ، رضایت خود را از مارک مورد استفاده با تعریف و تمجید از آن نزد دیگران بیان می کنند. نتایج نشان می دهد ، بین میزان باورپذیری مارک تجاری و رضایت مشتری رابطه معناداری وجود دارد. میزان باورپذیری مارک تجاری دارای دو مؤلفه است: 1- قابلیت اعتماد: به این معنی که مشتریان بر این باورند که شرکت به وعده های خود در مورد کیفیت خدمات عمل می کند . -2 مهارت یا توانایی: به این معنی که ارایه دهنده خدمات در اثبات دانش و مهارت خود مهارت دارد. نتایج نشان می دهد ، مصرف کنندگان مارک تجاری مورد مطالعه ، تبلیغات این مارک را مبالغه آمیز دانسته ، به همخوانی قابل قبولی بین کیفیت وعده داده شده در تبلیغات و محصول عرضه شده به آنان باور ندارند. همچنین بین میزان باورپذیری مارک تجاری و وفاداری به مارک ، رابطه معناداری وجود ندارد. وفاداری بازتابی از احساس مثبت و عاطفی مشتری نسبت به ماندن در قاعده مشتری شرکت است؛ بنابر عقاید مصرف کنندگان نمی توان با اتکا به باورپذیری نام و نشان تجاری محصول خاص بین مصرف کنندگان ، انتظار داشت که آنها به این مارک وفادار باشند. نتایج بیانگر آن است که بین میزان باورپذیری مارک تجاری تداوم به خرید آن رابطه معناداری وجود دارد. بنابر عقاید پاسخ دهندگان ، هرچه مصرف کنندگان مارک تجاری وعده ها وتبلیغات شرکت تولیدی و مهارت و توانایی آن در ارایه خدمات را بیشتر باور داشته باشند رابطه خود با آن شرکت و خرید مارک تجاری را بیشتر حفظ می کنند. سوئینی و سوایت نیز در پژوهش قیمت ، روشی برای اندازه گیری اعتبار درک شده مارک تجاری » خود درسال 2005 با عنوان به این نتیجه رسیدند که هر چه باورپذیری مارک تجاری نزد مشتریان بیشتر « توسط مشتریان باشد ، آنها حاضر به پرداخت قیمت بالاتری برای آن هستند. همچنین بین وفاداری به مارک تجاری ورفتار خرید مشتریان رابطه معناداری وجود دارد. مشتریان وفادار به خرید خود از مارک تجاری با انگیزه بیشتری ادامه می دهند. پژوهش حاضر از این جهت قابل توجه است که رازموفقیت و بقای شرکت ها را در میزان باورپذیری مارک تجاری آن ها از دیدگاه مشتریان می داند . امروزه بهخصوص در بازار های مصرفی ، مشتری حرف اول را می زند و هدف شرکت ها ، جذب مشتریان بیشتر است. در این پژوهش یکی از راهکارهای مفید برای تحقق این امر ، توجه وسرمایه گذاری جهت ارتقای باورپذیری مارک تجاری عنوان شده است. هدف مصرف کنندگان ، تأمین نیازهای خود به بهترین شکل ممکن است. آن ها در قبال ارزشی که بابت خرید محصول با نام تجاری خاص می پردازند انتظاراتی دارند. در چنین شرایطی هرگاه مشتریان قابلیت های یک مارک تجاری را باور داشته باشند ، بعید بهنظر می رسد به نام های تجاری رقیب روی آورند . با توجه به نکات یاد شده پژوهش حاضر به تولیدکنندگان توصیه می کند که تمرکز بر ارتقای باورپذیری مارک تجاری را در سر لوحه برنامه های خود قرار دهند.
منبع: سامانه نشر مجلات علمی دانشگاه تهران



بانک اطلاعات پخش کنندگان ، عمده فروشان و بنکداران محصولات غذایی
تبلیغ در سایت تبلیغ در سایت